محمود نجم آبادى

380

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

دو نوع انجام مىگرفته است . اول طبابت جسمانى دوم طبابت روحانى . و آنچه كه از اسناد مستفاد مىگردد آنكه طبابت دومى بيش از اولى مورد نظر بوده است . چنان كه درباره پزشكان و طبقه‌بندى آنها متذكر شديم آن طبيبى كه با كلمات مقدس و پاك به طبابت مىپرداخت ارجمندتر بوده است . بسيار احتمال دارد كه در طبابت جسمانى هم فصلى درباره تداوى روحى وجود داشته باشد . در اينجا متذكر مىگرديم كه معالجه بيماريها با آنكه در طب ايران باستان چنان كه از كتب آن دوران مستفاد مىگردد و در بالا متذكر گرديديم به سه يا پنج نوع انجام مىگرديده است ، اما در طب بقراطى سه نوع بوده است دارو و لوازم جراحى ( آهن ) و آتش ( داغ كردن ) و اين امر پس از نفوذ و رخنه طب بقراطى در طب ايران در كشور ما بسيار رايج گرديده ، منتهى درمان با اوراد و اذكار و ادعيه و كلمات مقدس نيز بسيار معمول بوده و نفوذ خود را از دست نداده است . در اوستاى عهد ساسانى چنان كه گفته شد چنين آمده است كه اهورامزدا براى درمان دردها گياهى مخصوص خلق كرده است . آنچه از كتاب دينكرت ( سومين كتاب ) كه قسمتى در باب تداوى است مستفاد مىگردد آنكه بر طبق اصول طب يونانى استعداد هر بدن برحسب طبائع اربعه كه عبارت از برودت و حرارت و رطوبت و يبوست است ، مختلف مىباشد . اما ايرانيان در اين باب تحريفها قائل گرديده‌اند تا آنكه آن را با اصول ديانت زرتشتى تطبيق دهند . علت جميع امراض را تأثير ارواح خبيثه بر روى آدمى مىدانستند . برحسب عقيده اطباء دوران سردى و خشكى كه از علل بالا پديد مىآمده ، دو بيمارى بوده كه بايد بدن را از آن نگاهدارند . فردوسى گويد : پزشكى و درمان هر دردمند * در تندرستى و راه گزند